سیستم مدیریت پورتال سپهر هگمتانه

شناسه خبر: 138
تاریخ انتشار: 1404/8/28 16:07:00

ششمین قطعنامه شورای حکام پس از خروج آمریکا از برجام و اولین قطعنامه پس از جنگ، به‌جای حمایت از ایران در برابر تجاوزات دو کشور هسته‌ای به کشورمان، قرار است طرف مظلوم را به عقب‌نشینی و پذیرش تجاوزات بیشتر ترغیب کند!

اما تفاوت مهم این نشست و قطعنامه احتمالی‌اش این است که پس از اشباع تحریم‌ها و حداکثر تهدیدها و تحمیل جنگ، قرار است مشت طرف غربی را برای مرحله بعدی باز کند و پرده از آخرین حربه‌اش در مقابله با کشورمان بیندازد.

واکنش‌های محور غربی پس از تحریم و تهدید و تحمیل جنگ و نهایتا مکانیسم ماشه نشان می‌دهد که دستشان از راه دیگری برای مهار قدرت ایران خالی‌ست و صرفا در تلاش برای احیای سازوکارهای پیشین هستند. سازوکارهایی که اثرگذاری خود را به دلایل مختلف از دست داده‌اند.

اثبات تاب‌آوری اقتصادی ایران در برابر تحریم‌های فلج‌کننده و قدرت مقاومتش در برابر ضربه‌های سیاسی، اقتصادی و حتی هجوم در بالاترین سطوح نظامی، مهم‌ترین دلایلی‌ست که در کنار نقش‌آفرینی قدرت‌های نوظهور و شکست اجماع جهانی، طراحی هنرمندانه تحریم را نیز بی‌اثر می‌کند.

واقعیت آن است که حربه تحریم با همه سختی‌ها و ضربه‌هایی که به کشورمان وارد کرد، خیلی پیش‌تر از این‌ها به نقطه اشباع رسیده بود و تنها همراهی ما با نظام تحریم‌ها و امید به لغوشان بود که فروپاشی آن را به تعویق می‌انداخت و بدون جنگ و بدون هیچ هزینه‌ای برای دشمن، مسیر حرکت کشور را متوقف می‌کرد.

تحریم‌هایی که با نهایت دقت و ظرافت، ساختار منسجمی را درهم بافته بود تا ریچارد نفیو، معمار تحریم‌ها، نام «هنر تحریم» را بر کتابش بگذارد، در واقعیت به سستی خانه عنکبوت بودند و تنها اراده مقاومت می‌توانست آن را متلاشی کند.

این حالا دیگر صرفا یک ادعا نیست؛ طراح این نظام تحریمی به‌تازگی در مقاله‌ای تصریح کرده که اجرای مکانیسم ماشه و تداوم تحریم‌ها با موانع جدی مواجه است، چون چین و روسیه اساسا فعال‌سازی مکانیسم ماشه را نامشروع می‌دانند و حتی هند هم در وضعیت تنش تجاری با آمریکا همراهی نخواهد کرد تا در نبود اجماع جهانی شاهد فروپاشی قدرت اجرایی این سازوکار باشیم.

ریچارد نفیو معتقد است حتی تهدید ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت نیز مشکلی را حل نخواهد کرد و تغییر فضای حقوقی و سیاسی شورای امنیت، هرگونه تلاش برای انزوای ایران را با سد چین و روسیه‌ای مواجه می‌کند که ماه گذشته در نامه‌ای رسمی و در همراهی با ایران، قطعنامه‌های شورای امنیت را پایان‌یافته اعلام کردند.

این را البته رئیس‌جمهور آمریکا 10 سال پیش و 22 روز پس از امضای برجام هم گفته بود که: «اگر ما این توافق را رد می‌کردیم، ایران را روی صندلی راننده می‌نشاندیم؛ یک هم‌دلی بزرگ بین‌المللی برای آن‌ها ایجاد می‌شد و می‌توانستند آمریکا و اسرائیل را منزوی کنند. در نتیجه تحریم‌ها رو به انحلال می‌گذاشتند و دیگر تاثیری باقی نمی‌ماند!»

اوباما خودش دلیل این موضوع را بیان کرده بود: «برای حفظ تحریم‌ها مجبوریم برای مثال بزرگ‌ترین بانک‌های جهان را تحریم کنیم یا کشورهایی مثل چین را از مبادلات‌مان حذف کنیم که چنین اقداماتی اختلالات شدیدی در اقتصاد خودمان به‌وجود می‌آورد شود و تردیدهایی درباره نقش بین‌المللی دلار به عنوان ارز مرجع جهانی ایجاد می‌کرد».

حالا به‌وضوح مشخص است همان‌طور که در دست وعده‌های توافق هسته‌ای و امضای برجام «تقریبا هیچ» نبود، مشت فشارها و تحریم‌های پیشابرجام و پسابرجام نیز «تقریبا پوچ» بوده است. فروپاشی نظام تحریم‌ها نه در بند گفتگوهای بی‌حاصل با چند کشور معدود است و نه توافق‌های یک‌طرفه و امضاهای برجامی. تنها اراده ایستادگی و دیپلماسی متوازن است که می‌تواند مشت پوچ تحریم‌ها را باز کند و از دل همان تهدیدها فرصت گل را رقم زند.

د قطعنامه رفع تحریم‌های ایران در شورای امنیت توسط محور غربی، فاصله چندانی با غروب برجام و بازگشت به نقطه صفر نداریم. گرچه طرف‌های غربی هم‌چنان لای در را باز گذاشته‌اند برای بازگشت به میز مذاکره و رؤیافروشی بیشتر و البته تداوم اثرگذاری بر تلاطمات اقتصادی.

مکانیسم ماشه‌ای که یک ماه پیش اثرش را روی اقتصاد و بازار گذاشت و فشارش تخلیه شد، با توافق ایران و آژانس دوباره انرژی گرفت تا باز هم در همین واپسین لحظات، منشأ اثر باشد و شاخص‌ها را جابه‌جا کند. و باز هم ظرفیتش را دارد که همچنان استخوانی لای زخم بماند و با هر حرکتش شوک جدیدی به اقتصاد وارد کنند.

شوک‌هایی که مرا یاد تعبیر آوینی از ماهواره می‌اندازد که خودش در عالم واقع، آن همه ترس ندارد که طنین این خبر در عالم وهم: «ماهواره دارد می‌آید!» و عده‌ای که از ترس مرگ، خودکشی می‌کنند و از هم‌اکنون فاتحه همه چیز را خوانده‌اند!

اما پس از 35 سال گفتگو با اروپایی‌ها و تحمل یک‌طرفه انتقادات و دغدغه‌هایشان و 22 سال تلاش نافرجام برای اقناع و اعتمادسازی تروئیکای اروپایی و آمریکا و نهایتا مقاومت در برابر تهاجم نظامی نیروی نیابتی آن‌ها در منطقه، قانون روابط بین‌الملل دارد چهره خود را با عریان‌ترین شکل نشان می‌دهد.

هرچند خوش‌خیالی برجام، ساده‌انگاری اعتماد به امضای آمریکا و اعتقاد متوهمانه به همراهی اروپا پایانی نخواهد داشت و غرب‌گرایی نهادینه در بخشی از ساختار و فرهنگ سیاسی، همین امروز هم علاج را نه در وطن، که در گوشه چشم ترامپ به هیئت دیپلماتیک ایرانی در راهروهای سازمان ملل می‌بیند


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان

سوال: رنگ برگ‌ها؟ Sabz

جواب به فارسی وارد شود
* نظر:
سیاسی